درسنامه آموزشی دین و زندگی (1) کلاس دهم عمومی کلیه رشته ها
درس 4: پنجرهای به روشنایی
دو دیدگاه
هنگامیکه انسان چشم از این دنیا فرو میبندد و پروندهی زندگی چندین سالهاش با مرگ بسته میشود، چه سرنوشتی در انتظار اوست؟ آیا یکباره راهی دیار فنا و نیستی میشود؟ اگر چنین است، پس داستان زندگی انسان پایانی اندوهناک دارد. اما اگر بعد از مرگ، جهان دیگری در کار است و آدمی با مرگ نیست و نابود نمیشود، در آنجا چه سرنوشتی خواهد داشت؟
دربارهی زندگی پس از مرگ دو دیدگاه وجود دارد:
1- اعتقاد به معاد
دقت در آیات مربوط به آفرینش انسان، نشان میدهد که انسان دارای دو بُعد جسمانی و روحانی است. بُعد جسمانی مانند سایر اجسام و مواد، دائم در حال تجزیه و تحلیل است و سرانجام فرسوده و متلاشی میشود. در مقابل، بُعد روحانی و غیر جسمانی انسان، تجزیه و تحلیل نمیپذیرد، متلاشی نمیشود و بعد از مرگ بدن، باقی میماند و آگاهی و حیات خود را از دست نمیدهد.
پیامبران الهی و پیروان آنان مرگ را پایان بخش دفتر زندگی نمیپندارند؛ بلکه آن را غروبی برای جسم و تن انسان و طلوعی درخشانتر برای روح انسان میدانند یا پلی به حساب میآورند که آدمی را از یک مرحلهی هستی (دنیا) به هستیِ بالاتر (آخرت) منتقل میکند. در این دیدگاه دنیا تنها بخش کوچکی از زندگی انسان است و زندگی واقعی و ابدی پس از این دنیا آغاز میشود.
رسول خدا در این باره میفرماید:
برای نابودی و فنا خلق نشدهاید، بلکه برای بقا آفریده شدهاید و با مرگ تنها از جهانی به جهان دیگر، منتقل میشوید.
از ایشان پرسیدند: باهوشترین مؤمنان چه کسانی هستند؟
فرمود:
آنان که فراوان به یاد مرگاند و بهتر از دیگران خود را برای آن آماده میکنند.
در این دیدگاه، زندگی دنیوی همچون خوابی کوتاه و گذرا بوده است و زندگی حقیقی در جهان دیگر آغاز میشود. آنگونه که پیامبر میفرماید:
اَلنّاسُ نِیامٌ، فَاِذا ماتوا، اِنتَبَهوا
مردم [در این دنیا] درخوابند، هنگامی که بمیرند، بیدار میشوند.
قرآن نیز اینگونه بر کم ارزش بودن زندگی دنیوی و حقیقی بودن زندگی آخرت تأکید میکند:
وَ ما هٰذِهِ الحَیاةُ الدُّنیا اِلّا لَهوٌ وَ لَعِبٌ وَ اِنَّ الدّارَ الآخِرََةَ لَهِیَ الحَیَوانُ لَو کانوا یَعلَمونَ
این زندگی دنیا، جز سرگرمی و بازی نیست و سرای آخرت، زندگی حقیقی است. اگر میدانستند.
آثار اعتقاد به معاد
1- با این دیدگاه، پنجرهی امید و روشنایی به روی انسان باز میشود و شور و نشاط و انگیزهی فعالیت و کار، زندگی را فرا میگیرد.
قرآن کریم میفرماید:
مَن آمَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلاخَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنونَ سورهی مائده، آیهی 69
این شور و نشاط به این دلیل است که انسان میداند هیچیک از کارهای نیک او در آن جهان بیپاداش نمیماند؛ زیرا هر غمی را که از دل غمگینی پاک میکند و هر خدمتی را که به محرومی میکند و هر باری را که از دوش انسانی برمیدارد، در پیشگاه خداوند دارای اجر و مزد است. حتی اگر کسی آن را نبیند یا در آن کار موفق نشود و یا در برابر کارهایش تقدیر و تشکری از سوی دیگران صورت نگیرد، ناامید و دلسرد نمیشود، زیرا میداند که خداوند او و تلاشهایش را میبیند و نیز اطمینان دارد که اگر در این مسیر ظلمی به او بشود و نتواند داد خود را از ظالمان بستاند، قطعاً در جهان دیگری خداوند آنها را به سزای اعمالشان خواهد رساند.
چنین انسانی دارای انرژی فوق العاده و همتی خستگیناپذیر میشود و از کار خود لذت میبرد. او با تلاش و توان بسیار در انجام کارهای نیک و خدمت به خلق خدا میکوشد و میداند که هرچه بیشتر در این راه گام بردارد، آخرت او زیباتر خواهد بود.
2- انسان دیگر ترسی از مرگ ندارد و همواره آمادهی فداکاری در راه خدا است. خداپرستان حقیقی گرچه در دنیا زندگی میکنند و زیبا هم زندگی میکنند؛ اما به آن دل نمیسپرند؛ از این رو، مرگ را ناگوار نمیدانند. آنان معتقدند که مرگ برای کسانی ناگوار و هولناک است که زندگی را محدود به دنیا میبینند یا با کولهباری از گناه با آن مواجه میشوند. نترسیدن خداپرستان از مرگ به این معنا نیست که آنان آرزوی مرگ میکنند، بلکه آنان از خداوند عمر طولانی میخواهند تا بتوانند در این جهان با تلاش در راه خدا و خدمت به انسانها، زمینهی رشد خود را فراهم آورند تا بتوانند با اندوختهای کاملتر خدا را ملاقات کنند و به درجات برتر بهشت نائل شوند.
از طرف دیگر، همین عامل سبب میشود که دفاع از حق و مظلوم و فداکاری در راه خدا آسانتر شود و شجاعت به مرحلهی عالی آن برسد و آنگاه که حیات این دنیا چیزی جز ننگ و ذلت نباشد، و فداکاری در راه خدا ضروری باشد، انسانها به استقبال شهادت بروند و با شهادت خود راه آزادی انسانها را هموار کنند؛ از اینرو، آنگاه که امام حسین در دوراهی ذلت و شهادت قرار گرفت، شهادت را برگزید و فرمود:
من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ظالمان را جز ننگ و خواری نمیبینم.
امام حسین خطاب به یاران خود نیز فرمود:
مرگ چیزی نیست مگر پلی که شما را از ساحل سختیها به ساحل سعادت و کرامت و بهشتهای پهناور و نعمتهای جاوید عبور میدهد. پس کدامیک از شما کراهت دارد که از زندان به قصر منتقل شود؟
2- انکار معاد
گروهی وجود جهان پس از مرگ را انکار میکنند و با فرا رسیدن مرگ انسان و متلاشی شدن جسم او، پروندهی او را برای همیشه میبندند. در این دیدگاه، مرگ پایان زندگی است و هر انسانی پس از مدتی زندگی در دنیا، دفتر عمرش بسته میشود و حیات او پایان مییابد و رهسپار نیستی میگردد.
وَ قالوا ما هِیَ اِلّا حَیاتُنَا الدُّنیا نَموتُ وَ نَحیٰی وَ ما یُهلِکُنا اِلّا الدَّهرُ وَ ما لَهُم بِذٰلِکَ مِن عِلمٍ اِن هُم الّا یَظُنّونَ سورهی جاثیه، آیهی 24
[کافران] گفتند: زندگی و حیاتی جز همین زندگی و حیات دنیایی ما نیست همواره [گروهی از ما] میمیریم و [گروهی] زنده میشویم و ما را فقط گذشت روزگار نابود میکند. البته این سخن را از روی علم نمیگویند بلکه فقط ظن و خیال آنان است.
آثار انکار معاد
از پیامدهای مهم این نگرش برای انسانی که بینهایت طلب است و میل به جاودانگی دارد، این است که میکوشد راه فراموش کردن و غفلت از مرگ را پیش بگیرد و خود را به هرکاری سرگرم سازد تا آیندهی تلخی را که در انتظار دارد، فراموش کند.
روشن است که این شیوه، عاقبتی جز فرو رفتن در گرداب آلودگیها نخواهد داشت. اما گروهی دیگر که نمیتوانند فکر مرگ را از ذهن خود بیرون برانند، همین زندگی چندروزه نیز برایشان بیارزش میشود؛ در نتیجه به یأس و ناامیدی دچار میشوند و شادابی و نشاط زندگی را از دست میدهند؛ از دیگران کناره میگیرند و به انواع بیماریهای روحی دچار میشوند. گاهی نیز برای تسکین خود و فرار از ناراحتی، در راههایی قدم میگذارند که روز به روز بر سرگردانی و یأس آنان میافزاید.
البته این آثار و پیامدها، گریبان کسانی را نیز که معاد را قبول دارند، اما این قبول داشتن به ایمان و باور قلبی تبدیل نشده است، میگیرد. این افراد به دلیل فرو رفتن در هوسها، دنیا را معبود و هدف خود قرار میدهند و از یاد آخرت غافل میشوند و از اینرو، زندگی و رفتار آنان به گونهای است که تفاوتی با منکران معاد ندارد.
فعالیت کلاسی (صفحه 45 کتاب مشترک و 43 انسانی)
1- آیا گروهی که راه بیتوجهی و غفلت از مرگ را پیش میگیرند، شیوهی درستی را انتخاب کردهاند؟ چرا؟ خیر با بررسی این سؤال آنان بیشتر متوجه میشوند که نباید از آنچه واقعی است و حتماً اتفاق خواهد افتاد، فرار کرد. زیرا فرار از آن معنا ندارد، فرار از مرگ، در اصل به سوی آن رفتن است. این غفلت و فراموشی آنها از مرگ، اصل مطلب که همان حقیقت مرگ است را تغییر نخواهد داد و در وقت مواجه با مرگ باعث میشود که زیان ببیند. آن هم یک زیان دایمی که قابل جبران نیست.
2- با دقت در جریانات و اتفاقات پیرامون خود، برخی از اعمال و رفتارهایی که ناشی از فراموشی و غفلت از آخرت است را بیان کنید.
1- توجّه به امور دنیوی مانند کسب ثروت، مقام و شهرت به هر وسیلهای که امکان داشته باشد. 2- توجّه به مشکلات و گرفتاریهای دنیوی که زود گذر هستند. 3- عدم آگاهی نسبت به هدف خلقت و توجّه به اهداف مادّی که باید در دنیا محقق شود.
اندیشه و تحقیق (صفحه 47 کتاب مشترک و 45 انسانی)
1- چرا برخی از افراد با اینکه میگویند آخرت را قبول دارند، در زندگی خود بهگونهای عمل میکنند که گویی آخرتی در پیش نیست؟
این قبول داشتن به ایمان و باور قلبی تبدیل نشده است، این افراد به دلیل فرو رفتن در هوسها، دنیا را معبود و هدف خود قرار میدهند و از یاد آخرت غافل میشوند و از اینرو، زندگی و رفتار آنان به گونهای است که تفاوتی با منکران ندارند.
2- آیا توجه به آخرت، لزوماً بیتوجهی به دنیا و عقب ماندگی را در پی دارد؟
خیر. نه تنها سبب عقبماندگی نیست بلکه موجب تصحیح زندگی و در پیش گرفتن اخلاق الهی است. انسان از مادیات برای رسیدن به کمال استفاده میکند و خود را برای آخرت مهیا میسازد اما دل بستن به دنیا ارتباط معنوی با خدا را قطع میکند.
3- چرا منکرین معاد، مرگ را باعث نابودی آدمی میدانند؟ شما چه پاسخی به آنها میدهید؟
***
پیشنهاد (صفحه 47 کتاب مشترک و 45 انسانی)
به آثار و زندگی یکی از شهدای دفاع مقدس و یا مدافعان حرم مراجعه کنید و ببینید که آنان دربارهی زندگی و مرگ چگونه میاندیشیدند. انگیزه شهادتطلبی آنها چه بوده است؟
شهید سعید ناصری یکی از دانش آموزان شهید دفاع مقدس در یکی از از وصیتنامهی خود مینویسد: «هر کاری که میخواهید کنید، برای خداوند باشد، خالص برای خداوند؛ زیرا هر کاری که برای غیر از او باشد، نتیجهای نخواهد داشت و نتیجهی کارها را به او بسپاریم. ما مسئول انجام وظیفهایم. خداوند هرچه را صلاح بداند آن میشود، بنابراین وظیفهی ما در حال حاضر، دفاع از اسلام است. زنده ماندن یا شهادت ما، پیروزی یا شکست ما، همه یک معنا دارد؛ زیرا آن را خدا خواسته است و باید به آن راضی بود. مهم تلاش ما و خالص بودن عمل ما برای خداست».